نقش لوزی در گلیم و فرش ایرانی

در این مطلب با تاریخچه و برداشتهای مختلف از نقش لوزی آشنا میشویم و بررسی میکنیم چرا این نقش برای قرنها در دستبافتههای ایرانی تکرار شده است.
لوزی یکی از پرتکرارترین نقشمایهها در گلیم و فرش ایرانی، بهویژه در دستبافتههای عشایری و روستایی است. این نقش به شکلهای مختلفی مانند لوزی ساده، لوزیهای تودرتو، شطرنجی و مشبک دیده میشود.
قدمت این فرم در ایران به پیش از گلیم و فرش برمیگردد و نمونههایی از نقشهای لوزی و مشبک در آثار باستانی، از جمله سفالهای شوش و سیلک، دیده شده است.
یکی از شناختهشدهترین برداشتها از لوزی، محافظت و دفع چشمزخم است. در برخی سنتهای بافندگی عشایری، لوزی و بهخصوص لوزیهای تودرتو، نقشی محافظتی داشتهاند و برای دور نگه داشتن چشم بد و نیروهای شر از خانه و خانواده به کار میرفتهاند. شباهت نمادین فرم لوزی به چشم نیز یکی از توضیحاتی است که برای این ارتباط مطرح شده است.
در برخی سنتهای باستانی و بافت در اوراسیا، فرم لوزی با زنانگی، باروری، مادر و زایش ارتباط داده شده و گاهی نمادی از زندگی و حاصلخیزی دانسته شده است.
از سوی دیگر، زمین، آب و باران نیز از مفاهیمی هستند که در برخی خوانشها به نقش لوزی، بهخصوص لوزیهای مشبک، نسبت داده شدهاند؛ از جمله ارتباط با زمینهای کشاورزی، حاصلخیزی و بارانخواهی.
با این حال، نمیتوان برای تمام لوزیهای گلیم و فرش ایرانی یک معنای ثابت در نظر گرفت. معنای نقش میتواند با توجه به منطقه، دوره، ترکیب نقشها و سنت بافنده تغییر کند. آنچه مسلم است، لوزی در طول زمان از یک فرم هندسی ساده به یکی از ماندگارترین نقشمایههای دستبافتههای ایران تبدیل شده است.
پی نوشت
بسیاری از معناهایی که به نقش لوزی در گلیم و فرش نسبت داده میشود، بر اساس مقایسهی آثار، شواهد تاریخی، سنتهای شفاهی، نامهای محلی نقشها و خوانش پژوهشگران شکل گرفتهاند.
بنابراین این برداشت ها را نباید بعنوان یک حقیقت قطعی، بلکه به عنوان خوانش و تفسیرهایی از معنای احتمالی این نقش ها در نظر بگیریم














